او زنی بود با کششی که سن فقط به آن افزوده کرده بود

چشمانش داستانی از عشق پنهان را روایت میکرد

هر لمس آتشینش دنیا را به لرزه در میآورد

و او خود را در دام یک میل بیپروا یافت

بدنش در انتظار یک هیجان جدید میسوخت

مرزی نازک بین عشق و جنون

هر نگاه دعوتی بود برای فرو رفتن در لذت ممنوع

همسایه جذاب او را به دنیایی از سروپنهان و اشتیاق کشاند

پشت درهای محرمانه حرارتی کهن زبانه میکشید

مادر دلربا مرزها را فراموش گرفته بود

و زن میانسال حشری در انتظار یک برخورد عاشقانه

دختر دانشجو به آهستگی در دام او غرق میشد

زنی ایرانی با یارش مشغول رقصی از جسم

هر دم دعوتی بود برای شوری که پایانی نداشت

او در حال تجربه ممنوعه کثیف ترین میل بود

یک سکس عاشقانه با یاری شهوت انگیز

در میان هیجانی از میل باستانی

مشروب دلیلی شد تا پرده ها کنار روند

فیلم های داغ هوس انگیز روح را تحریک میکردند

زنی با اندامی سنگین در میان سکس